الهی تا همیشه عزیز همه باشی

آن شیخ الشیوخ الکبیر، آن میخ دائم الگیر، آن داننده نیمه پنهان، آن بازجوینده اسرار نهان، آن هالوی عصر کیهان ،آن آخذ الاعتراف، آن مآخذ الکاف والگاف، آن میوه دل اولیای پرشیان، ‏آن گوشه جگرمیرزای اصفهان، آن راننده بی فرمان، آن کاشف ‏الجواسیس، آن صاحب کرامات محمودی ، آن سوخته ذغال ‏اشتیاق، آن دوخته منقل احتراق، آن آکل ماست و خیار، آن میانه روی چپ کردار، آن دائما ‏در حال نقادی، آن تشخیص دهنده مرسدس بنز از گاری، شیخنا و استادنا و وتدنا سید محمد رضا عالی پیام صاحب کرامات خاص بود، و در سرازیری دنده اش خلاص بود و کثیرالحمام و ‏دائم الوسواس بود. ‏

نقل است چون زاده شد هیچ نگریست و جیغ نزد، تا ناف وی ببریدند و وی را قنداق همی ‏کردند. به سه روز بود که صوتی از وی صادر شد که " ناناش ناش" و این صوت چنان ‏غریب بود که هیچ کس از آن هیچ ندانست. و هرکس طفل را بدید، طفل همان اصوات بر وی ‏گفته که " ناناش ناش". پس پدر و مادرش ده حکیم آوردند تا آن اصوات را شنوند و اسرار آن ‏گویند، و هیچ کس آن اسرار ندانست. تا شیخ میرزا افشوالله را از علمای حروفیه بیاوردند ‏که راز گوید. پس طفل را بیاوردند و طفل چون شیخ بدید بگفت " ناناش ناش" و شیخ میرزا افشوالله از هیبت آن کلام به دست و پای بمرد و وحشت بر وی مستولی شد و بگفت: " نامم افشوالله و نام خانوادگی ام گلکار و شغلم طنازی بود." و همین بگفت و از در برفت و به یک ‏ماه از نظر نهان بود و آواره بیابان بود تا خویشان میرزا افشین وی را یافته سر آن کلام پرسیدند ‏که طفل چه گفت. قطب الدین گفت " ناناش ناش" از اسرار حروفیه بود و آن باشد که "نا" ‏یعنی نامت چیست؟ و " نا" ی دویم یعنی نام خانوادگی ات چیست؟ و " ش" یعنی شغلت چه ‏باشد؟ و این طفل چون به بزرگی رسد ریش داشته باشد و همگان نه و بازجوی شود و احوال مردمان پرسد و اسرار آنان به الطنز در وب خویش ‏بنگارد. و شیخ میرزا افشوالله چون این بگفت سر به بیابان گذاشته و توبه همی کرد تا بمرد

رضی الله عنه

توسط:افشین گلکار

  


 

محفوظ:برای مشاهده عکس ها در اندازه واقعی روش کلیک کنید ::تولدت مبارک::

     سید محمدرضا عالی پیام بیست خرداد ... در تهران چشم به جهان گشود
    تئاتر را از دبیرستان به طور حرفه ای آغاز کرد و در همان دوران یک فیلم بلند داستانی و چند فیلم کوتاه مستند به طریقه 8 میلیمتری ساخت
    در دوران دانشجویی (قبل از انقلاب) فیلم داستانی "بالنده تر بر آرم" را به طریقه 35 میلیمتری کاگردانی کرد و در فیلم سینمایی "جنگ اطهر با فرامرز قریبیان بازی نمود و در ساخت فیلم سینمایی "لیله القدر" دستیار کارگردان بود.
    بعد از انقلاب سریال مستند : غازیان افغان: را در 6 قسمت کارگردانی نمود و در سریال "سربداران" ضمن این که طراحی و اجرای دکور و صحنه برخی از سکانس های فیلم را به عهده داشت، در نقش موذن مسجد جامع سبزوار و یار شیخ حسن جوری بازی کرد. پس از آن تهیه کنندگی فیلم سینمایی "دلم برای پسرم تنگ شده "را  عهده دار شد. در فیلم سینمایی" توهم " ضمن طراحی و اجرای صحنه و لباس، بازی نقش اول را عهده دار شد. سپس تهیه کنندگی را به طور جدی دنبال کرد و تا کنون فیلم های زیر را در کار نامه دارد:

  •     بای سیکل ران به کارگردانی مخمل باف: تهیه کننده:عالی پیام-(نجفی:واگذار کرد به بنیاد!)
  •     پرواز از اردوگاه: فیلمنامه نویس، مجری طرح، تهیه کننده
  •     راز خنجر (سنفونی صحرا): تهیه کننده
  •     خسته نباشید: نویسنده و کارگردان و تهیه کننده (توقیف شده)
  •     مشت بر پوست اثر مرادی کرمانی: نویسنده و کارگردان و تهیه کننده (توقیف شده)
  •     علاوه بر فیلم های فوق بیش از هشتاد فیلم مستند و تبلیغاتی و اموزشی در کارنامه دارد و فعلا نیز ممنوع الفعالیت است


محفوظ:عکسای این پست والبته نگارش شناسه "هالو" کار ستاره است::تولدت مبارک::

  • هیچ وقت دیر نیست.برای شرکت در جشنی که دوستان و شاگردان استاد برایش گرفته اند اینجا مطلب بگذارید.
  •  کامنت برای استاد عالی پیام >>> (هدیه)    

در ۱۳۸۸/۳/٢٠ پیچیده شد هدیه ای ناقابل برای استاد عالی پیام"هالو" توسط دوستان و شاگردانش
Blog Skin