|
الهی تا همیشه عزیز همه باشی شادی خانواده هالو در جشن میلادش با همراهی دوستان
| ||
|
صدای بهم خوردن بال معصوم فرشته ها می آید! انگار آمدن تو نزدیک است سلام و درود صبحگاه آدینه همین هفته قبل بود ک توسط یکی از دوستان از تولد استاد و سرور عزیزم جناب آقای محمدرضا عالی پیام باخبر شدم. اگرچه دیگه دیر شده بود و فرصتی برای کشیدن کاریکاتور نبود ولی با یه حساب سرانگشتی پیش خودم قول دادم تا شنبه شب کاریکاتورم را تحویل دهم و به عنوان عرض تبریک داخل وبلاگ قرار دهم.متاسفانه بنا به مشکلاتی تا دیشب درگیر یک سری مشکلات شدم (هنوز هم که هنوزه درگیرش هستم ) و نتوانستم به قولی که دادم عمل کنم. با عرض شرمندگی همین جا از جناب عالی پیام و کلیه دوستان بخاطر این بدقولی پوزش می طلبم. [ چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۳ ق.ظ ] [ افشین گلکار ]
من گلم ولی تو گل تری... هر گلی یه بویی داره ولی من به خدا هیچ بویی نمیدم... همین پارسال بود که رفتم حمام هر گلی زمان خاصی داره ولی من از اونایی نیستم که یه بار بیام یه بار برم... سرزده بیام،سرزده برم. همیشه جلو در خونه ی قلبت تلپم هر گلی خارداره ولی من باردارم... نمی خواستم بگم ولی یه 4 ماهی میشه هر گلی با آب زنده س ولی من با عشق تو... که به قطره ای شم راضی ام.فقط ببار... هر گلی زیبایی شو از نور خورشید می گیره ولی من از نور چشمات.فقط یه نگا... هر گلی بعد از اینکه از شاخه چیده شد پژمرده میشه ولی اگه من با دستای تو چیده بشم تازه جون می گیرم.
آخه کجای من به گل رفته؟ اینجام ؟ اونجام ؟ ...(لا اله الی الله) بازم به من میگی دختر گلم؟
تو که گلتری هم بوی خوبی میدی هم" مردی هستی برای تمام فصول" نه خار داری نه بار که البته دومی دست خودت نیست و اقتضای طبیعتته نه به آب نیاز داری نه به نور خورشید... چون هم خود عشقی هم چشمات خوشگله نه روی شاخه ای نه از روی شاخه چیده شدی ...نمی دونممممممم.شاید از همون روزی که به دنیا اومدی خدا تو رو از شاخه چید و داد به دست قلبم
واسه همینه که بهت میگم بابای گلم
از روزی که به دنیا اومدی هیچ گلی رو نمی چینم چون می دونم جداکردن شاخه و گل و دوریشون از همدیگه چقدرررررررررررر سخته... پس تو هم از من جدا نشو تولدت مبارک برای همیشه... آره یه دونه ای...آخه تو بیستی .مثه نمره های من که فقط یه بیست توش پیدا میشه.فقط عربی
اینم هدیه ی کادو شده ی من که ایشالله به دست خودتون باز میشه فقط ببخشید دیر شد...
پ.ن:شاید اعتقاد زیادی به قسمت نداشته باشم ولی شب تولدتون واقعا به نتیجه رسیدم که اگه برا یه کاری همه ی تلاشتو بکنی و از خدا هم بخوای که بشه ولی نشه،نمیشه.شاید قسمت اسیه که روی اشتباهامون میذاریم ولی واقعا قسمت نبود که من امسال براتون شعر بگم.حتی آبجی تیتی هم یه بیت شعر گفت که من ادامه ش بدم ولی نشد که نشد.سعی می کنم کاملش کنم.ولی اگه قسمت نبود دیگه به من مربوط نیست *:زبان کشورم پارسی ست ولی آن را فارسی می نامند...چون زبان عربی "پ" ندارد(دکتر شریعتی) [ سهشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳٥ ب.ظ ] [ fati ]
فال مان هرچه باشد، باشد! حال مان را دریاب... خیال کن حافظ را گشوده ای وی می خوانی: -مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید.. یا -قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود... چه فرق؟؟ فال نخوانده ی تو... "منم"! شعربسیار زیبا از "محمدعلی بهمنی" تقدیم به هالوی عزیزم با گرمترین تبریک ها به مناسبت میلادش.. همیشه دوستت دارم هالوی عزیزم امیدوارم سالهای سال قبراق و سرحال و شاد باشی.. و از خدا می خوام که همیشه بهترین ها در فال و طالعت باشند.. با عشق و احترام: مامان ماهی بچه ها! [ جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱۸ ب.ظ ] [ ماهی بانو ]
"به نام خدا"
شب به نور ستاره محتاج است نو شو در دروغ تکراری بین یک مشت آدم نصفه نصفه شب ها همیشه بیداری روی حرفت بمان و با قدرت تا ته راه خود ادامه بده از همینجا طلوع معلوم است تا رسیدی برام نامه بده دست بر روی باورم بگذرا تا خیالم دوباره جمع شود باید امشب در آسمان باشی توی قلبت ستاره جمع شود
"سهیل"
[ جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱:٠٧ ق.ظ ] [ علے ]
دوباره در دل من انقلاب می شود و دلم به شعر سرودن مجاب می شود و برای تو که قلم می نویسد انگاری ورق به روشنی آفتاب می شود و به شعر خویش دوباره نگاه می کنم و دلم دوباره پر از اضطراب می شود و ببین که شعر خجل گشته از مقام شما چگونه بیت پس از بیت آب می شود و دوباره کاغذ شعر و دوباره خط خطی و سر من و ... آشوب و ... خراب می شود و
دوباره روز از نو با طلوع شعری نو دوباره در دل من انقلاب می شود و
آن لحظه که دست من قلم می راند احوال دل مرا خدا می داند استاد عزیز دوستت دارم چون ... [در وصف بزرگی ات زبان می ماند]
زدم به خط رباعی و وزن "مستفعل..." دو بیت عشق برای شما که از ته دل... ولی نمی کندم راضی این دو بیت جدید و بعد از آن که بر آن می کشم خط باطل
سراغ قالب نو می روم و شعری نو دوباره در دل من انقلاب می شود و
برای عشق غزل را چه خوب می دانم ظریف و ساده ترین چارچوب می دانم هوای گرم دل و آفتاب مهر تو و... دلیل خلق "رطب" را "جنوب" می دانم طلوع می کند امشب غزل درون دلم من این حقیقت را از غروب می دانم «دم غروب غزل های آتشین دارم و می نویسمشان روی چوب، می دانم»*
غزل که سوخت، و رفتم سراغ قالب نو دوباره در دل من انقلاب می شود و
دوباره در دل من حس تازه ای افتاد قلم و کاغذ و من، عشق و شور و شوق زیاد برای آن که دهم شور و حال تازه به شعر بگو برم به سراغ کدام قالب شعر؟ برای آن که روان، ساده و قوی باشد مجاب می شوم این شعر مثنوی باشد که بیت بیت دچار نگفته ها باشد درون هر یک آن نکته ای جدا باشد قلم به روی ورق می رود، ولی انگار نمی شود... بنویسم... چرا؟ علی... انگار که دست قفل شده، مانده در میانه ی کار به سمت خط زدن شعر می رود انگار
هزار و سیصد و پنجاه و هفت خط زدن و دوباره در دل من انقلاب می شود و...
نمی دونم، به کدوم زبان، به کدوم قالب براتون بنویسم انگار شعرم تو قالب جا نمی شه... پس ترجیح میدم خارج از هر قالب به زبون ساده بگم «دوستتون دارم» تولدتون مبارک
* بیت از «نجمه زارع» ** کج و کوله بودن شعر رو به بزرگی خودتون ببخشید... همین رو هم از خودتون دارم *** تولدتون مبارک [ جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٢ ق.ظ ] [ علی شوش (باربد) ]
_سلام بابایی،خوبید؟(خودم می دونم،خیلی خوبید اندازه ی همه ی ستاره ها)اصل حالتون چطوره؟اونم که باید خوب باشه دیگه،کی روز تولدش بد می شه؟! _البته بعضی وقتا هم بد می شیدا،که وقتی بد می شید دیگه فقط خدا باید به دادمون برسه،مثلن وقتی که داد می کشید _دلم خیلی براتون تنگ شــده،مخصوصن از وقتی که گفتید میام قم و من هی هی مننتظر بودم،بعد فهمیدم که تهرانید _وقتی فهمیدم خیلی خیلی از دستتون ناراحت شدم و تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت هیچ وقت باهاتون صحبت نکنم،تا ته دنیا،ولی _دیگه گفتم که روز تولتونه و نمی شه که دست خالی باشم،خودتونم می دونید که توی شعر تعطیلم،این شد که شروع به نبشتن کردم. _البته هنوزم فکر نکنید که آشتی ام،عمـــرن!اصلنشم دیگه دوستون ندارم،اصلناتشم اصرار نکنید که باهاتون آشتی کنم!!! _حالا بگذریم،دیگه با دست نسبتن خالی ،فقط می تونم بگم ی دنیا تولدتون مباارک.ایشالا همیشه سایه تون بالای سرمون باشه. _البته سرشون،چون من که دیگه دخترتون نیستم و رفتم ثبت احوال اسمتونم از شناسنامم پاک کنم که دیدم اسمی نیست _و در پایان دوباره می گم تولدتون ایــــــــــن همـــــــــه . . . *:اِ،چرا اینطوری شد؟ بی زحمت ی بار دیگه برگردید بالا یکی در میون بخونید،باز بیاید پایین که کارتون دارم. **:انصافن به قیافه ی من میاد اونطوری صحبت کنم ؟ ***:شعر اتفاقی ست در زبان تو اتفاقی هستی در شعر اتفاقی نیست که شاعر اتفاقی ست که در خلقت (محمد علی بهمنی) ****: ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم [ پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٧ ب.ظ ] [ سارا توپولی ]
"به نام خداوند باران"
اینم دوتا هدیه ی دیگه از طرف ما
"تقدیم به بی ذوق ترین بابای دنیا که عاااشششقششششم" فایل صوتی شعر خودم-آدمک (دانلـــــود)
"تقدیم به تو که بهترینی" فایل صوتی شعر علے (دانلـــــود)
[ پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٥:٢۳ ب.ظ ] [ علے ]
"به نام خالق زیبایی ها"
شب است و از دل من کن به آسمان نظری ستاره ای بدرخشید و آمد آن پدری که می برد دل من را به گوشه ی چشمی شب سرور و خوشی شد ، صبا بده خبر
حالا که همراه توام حالی به حالیم
قَدرت نمی دانم ولی ، با بی خیالیم
دارم که با خود هی تو را تکرار میکنم سرمشق درس زندگی ... من بی تو خالیم
چون سایبانم هستی و در زیر سایه ات آرام میگیرم که امشب نیز ، عالیم استاد من ، بابای من ، تندیس استوار من را بخوان ... حالا که هستی در حوالیم بابا بیا دستی بکش بر روی طرح من ... طرحی بزن با دست خود ، من نقش قالییم
* با تشکر از آبجی (خودم) ، که تو نوشتن این شعر خیلی کمکم کرد
[ پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥٥ ب.ظ ] [ علے ]
سلام-
از جدیدترین عضوه خانواده هالو (هالوچه) که خیلی با اصول و قواعد آشنا نیست
پذیرا باشید شادباشی از صمیم قلب با بهترین آرزو ها
شعرهایت ،اجتماعی تر از فیس بوک
کلامت دلنشین تر از هر سازه کوک
نمی فهمند بعضی آدم ها!!! تو را
چون کـــه مخ هاشان همه پوک
سبزی ات،استاد هالو، قبل از سبزی ایران زمین
دشمنانت با کینه هستند در کمین
شعر هایت زیبا و نغز و دلنشین
میکشی آخر مرا در این میدان مین
استاد تولدت مبارک.شاد باشی و سالم![]() [ پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥۸ ب.ظ ] [ امید ]
آس: نام پدر پاس: هالو آس: آدمی که به باباش فحش بده معلومه اینجوری می شه دیگه پاس: فحش نیست. تخلصه آس: خیلی خوب دیگه زیاد حرف نزن. اسم اونی که ازش درس می گرفتی! اعتراف کن کی بهت خط می داد؟ پاس: درس می گرفتم؟ منظورتون اینه که بهترین معلمم کی بوده قربان؟ آس: آره یه همچین چیزایی پاس: محمد رضا عالی پیام آس: هااا. پس اون بهت این کارا رو یاد می داده؟ پاس: کدوم کارا قربان؟ آس: همین شر گری ها و فتنه بازی ها رو دیگه. شیشه شکستن و سطل آشغال آتیش زدن! - خیر قربان. ایشون فقط به من قوانین شعر رو یاد دادن و... - که این طور. پس شاعر هم هستی؟ - خیر قربان. ایشون به من یاد دادن اما من شاعر بشو نبودم. - حالا نمی خواد الکی از زیر جرم در بری. داشتی می گفتی. دیگه چی یادت داده؟ - کلا تو ادبیات بهم کمک می کردن و از اون موقع که باهاش آشنا شدم کلی پیشرفت کردم - تو شلوغ بازی و آتیش سوزوندن؟ - خیر عرض کردم که تو ادبیات و داستان نویسی! - خوبه! همین جور پشت هم اعتراف می کنی! همینجور ادامه بدی تو مجازاتت تخفیف قائل می شیم! - من به چیزی اعتراف نکردم که دارم حرف عادیمو می زنم - خیلی خب حالا. ادامه بده. دیگه چی؟ - دیگه... خب کلا ایشون خیلی چیزا بهم یاد دادن. مثلا دوست داشتن و بخشیدن و مهربون بودن و خیلی چیزا از راه و رسم زندگی - بسه بسه. از این اراجیف برا من نباف! دوست داشتن و بخشیدددددن! اینا اسم رمز دیگه؟ آره؟! - خیر قربان - خب معلمت که هیچی. نزدیک ترین دوستت کی بوده؟ - محمدرضا عالی پیام - چشمم روشن! تو اسلام همچین چیزی حرام و گناه کبیره است - کدوم چیزی دقیقن؟ - دوستی شما دو نفر - تو قرآن اومده دوستی من با ایشون حرامه؟ - بله. تو خود قرآن. - اما ایشون همون معلمم و از اون مهم تر. همون پدرمه که اول گفتم. - پدرته که پدرته! چه معنی میده آدم اینقدر با پدرش دوست باشه! - ای بابا. چی بگم؟ - لازم نیست چیزی بگی. اینا همه میره تو پرونده ات! - خب بگو ببینم این کتاب چی بود تو کیفت؟ - افاضات آقای هالو. - از کجا آوردیش؟ کی بهت داده؟ - تو انجمن می فروختن. منم خریدم. - آهان. دیدی مُچتو گرفتم. مگه نگفتی هالو بابا و معلم و دوستته! - چرا. خب چه ربطی داره؟ - مگه آدم کتاب باباشو می خره؟ - خب. زحمت کشیده چاپ کرده. نخرم؟ - بخر. اما کتاب خوندنت دیگه چیه؟ آدم حسابی که کتاب نمی خونه! - ای بابا. چی بگم؟ - لازم نیست چیزی بگی.اینا هم میره تو پرونده ت این سی دی چی بود تو ماشینت. - سی دی؟ ماشین؟ - بله. ایناها. ببین. - آهان. این سی دی افاضات....صبر کن ببینم... اولن که این دیالوگا چقدر آشناست. فک کنم یه چیزی شبیه اینا رو یه جا خوندم یا شنیدم یا دیدم...بعدم کدوم ماشین؟ من که دوچرخه هم ندارم. - نداری؟ می خوای ما برات بخریم؟ یه ماشین آخرین سیستم - نه. - خونه می خوای؟ - این دیالوگا جه آشناست...نه نمی خوام - کار می خوای؟ - نه - مدرک ارشد و دکترا و فوق تخصص می خوای؟ یه شبه...! - خیر. - پس چی می خوای؟ - دیالوگا آشناست - پس چی می خوای؟ - خیلی آشناست - دِ بگو - چند تا چیز می خوام - که تفنگمو زمین بذارم؟ عمرن! به جز اون - پس دیالوگا برا شما هم آشناست قربان. یکی شون همینه: می خوام تفنگتو زمین بذاری - این که کن لم یکن تلقی می شه. بعدی؟ - می خوام "بشنوید و بنگرید" * - برو بابا. بعدی - "ناامیدانه خواهش می کنم: بس کنید، بس کنید، بس کنید!" - پاتو از گلیمت درازتر نکن!! دیگه نبود؟ - پس حداقل ولم کنید بذارید برم به تولد بابام برسم! - چشمم روشن! مراسم لهو و لعب؟! اونم تولد پاس اصلی؟ اصلا تو چرا خودت پاس معرفی کردی؟ من که می دونم تو کلاغ سیایی بیش نیستی!
*مراجعه شود به آهنگ " موج خون" شجریان
بابایی. بهترین معلمم و صمیمی ترین دوستم تولدت مبارک. ببخشید که هدیه ام اینقدر به هدیه ی تولد بی شباهت است! شاعر بشو که نبودم اما گفتم شاید آس و پاس بشو باشم. پامو کردم تو کفش بزرگ ترا. دوستون دارم خیلی زیاد! همیشه سلامت و شاد در کنار ما باشید. باشه؟
[ سهشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٧ ب.ظ ] [ مها(کلاغ) ]
شعر تو حرف می زند با من امشب اما سکوت می خواهم هر چه گفتم فقط نگاهم کن که پر از حرف های بی راهم __ شعر هایت همیشه "حرف" نداشت __
با سکوتی که مهر تایید است رد شو از شعرهای وراجم که درین روز های طوفانی من به آرامش تو محتاجم __ بغض هایم بهانه می گیرند __
باید عادت کنی به من کم کم منم و خلق و خوی لعنتی ام آشنایم فقط تویی بابا من از آن بچه های "غربتی" ام ! __ وای بابا مرا که یادت هست __
بچه ات توی شهر بی چوپان دیگر آن گوسفند سابق نیست ناخوشی ها زده ست زیر دلش "درد دل " هایش از شکم سیری ست __ سیرم از حرف های تکراری __
گوسفند درون من مرده این پسر بچه گرگ تر شده است از تمام حدود بیرون است بس که از من بزرگ تر شده است __ من دلم گوسفند می خواهد (۱) __
من پر از حرف های بی راهم حرف هایی که جیغ تر شده اند هرچه گفتم فقط نگاهم کن چشم هایت عمیق تر شده اند __ نی نزن توی گوش من چوپان __
( ۱ ) : عده ایی ایل دامدارم را / به چراگاه دام ها بردند/ مثل یک گله گرگ، ناغافل/شغل اجدادی مرا خوردند / من دلم گوسفند می خواهد.....حامد عباسیان بابا جونم تولدتون مبارک تولد پدر و مادرم که میشه از خودشون پول می گیرم میرم واسه خودشون کادو می خرم. [ دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢۳ ب.ظ ] [ محمد ]
خسته از قصه های بغض آلود پدر خنده های آرامی شعر من تقدیم ب تو اما تو خودت اند شعر و ایهامی
دلم می گیرد اما باز هم چشمی به در دارد دلم با یاد چشمت تا ابد قصد سفر دارد به دنبال تو هر شب چشم هایم ماه می چیند نگاهش را به سوی آسمان ها تا سحر دارد به آهنگ صدایت پشت تلفن راضی ام اما - دلم رویای بودن را در آغوشت به سر دارد من و این روزهای خسته و بی روح پاییزی تو می آیی بهار من ، دلم حال دگر دارد خدا را خوش نمی آید تو ناراضی و من راضی بدان این دخترک از خستگی هایت خبر دارد برای دیدنت هر روز قلبم سخت می گیرد نگاهم از خیال تو نگاهی خسته تر دارد تو دنیایی پر از رنگی پر از لبخند کودک ها محبت های بی حدّت ولی پایان مگر دارد؟ فرشته هستی و با تو به قلبم نور تابیده سه سال است این فرشته در دلم نام پدر دارد!
یه عالمه عکس جینگول و بینگول هم آماده کرده بودم باباجون. ولی با خودم فکر کردم اگه هر کدوم از ما بخوایم عکس هم بذاریم ک دیگه وبلاگ می ترکه!!! به هر حال یه عالمه آروزی خوب براتون دارم و دعا می کنم به همــــــــــــه ی آرزوهای قشنگتون برسین و سلامت باشین تا همیـــــشه.
[ جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٧ ق.ظ ] [ گل-تیتی ]
ارادتمند آتیشپاره (با اجازه همه بر و بچ به نیابت از همه) [ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٥٤ ب.ظ ] [ یانه سری(آتیشپاره) ]
تعداد پست صفحه نخست ٢٢(بعدمن: از پسر نوح تا سایه روشن).به دلیل کمبود فضا یه کم مهربون تر لطفن!...بااجازتون پست های تکراری و حذف کردم ! ی سری هم ی جا کردم که همه جا شیم . بعضی از پست ها به دلایل فنی و بعضی دیگه به لایل غیر فنی اما لازم! جا به جا شد امیدوارم برا کسی سوءتفاهم نشه ضمنن در حضور همه از استاد گل هاشم که "هدیه پستشون" و تو این شلوغیا گم کردم! عذر خواهی میکنم
و به دلیل ف ی ل ت ر بودن وب استاد با تذکر مناسب جناب:"یاس" عزیز فقط در این پست کامنت باز گذاشتم برای دست خالی نیامده ها با تشکر از حضور همه حتی غایب! های مجلس می گم:
[ پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٦:۳٥ ب.ظ ] [ یانه سری(آتیشپاره) ]
تک درختی که مانده از جنگل وحشتی از تبر نخواهد داشت در بهاری که مثل پاییز است سبز ماندن ثمر نخواهد داشت "برگ ها در هجوم پاییزند" شاهد روزهای بی خورشید وسط ظهر چشم من در تو یخ زده، مثل عصر یخبندان بی تحرک ،نگاه من بر تو برف موهای تو نشان از چیست؟ از دماوند خود نیا پایین شرق وحشی درون تهران است توی تهران همیشه آزادی نامِ یک، از هزار میدان است کج شده برج آرزوهامان روز میلاد خوب تووو ، پارسال در خیابان .... چه شور و حالی بود!! گریه و خنده ام شده قاطی - سال هشتاد و ... اَه چه سالی بود!!!؟ راستی ، ما کجای دنیاییم؟ در جهانت همیشه می خندم مثل ماهی که هست در دریا خواهشن که مواظب خود باش نور خورشید می رسد فردا "برگ هایی دوباره می رویند" [ پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٦:۳٠ ب.ظ ] [ یانه سری(آتیشپاره) ]
هالوی ما که بود شهره ی عوام و خواص امــروز ظـاهـرا بـه دنـیـا آمـده اسـت لباس جشن به تن کنید و کیک بخورید... ولی انـگار هنوز خـودش نیـامـده اسـت!
کی فکرش رو می کرد وقتی به دنیا اومدی تبدیل به یه همچین موجودی بشی؟! موجودی طناز و دوست داشتنی ایشالا سالهای سال زنده و سالم و سرحال باشی و من و بچه ها تولدت رو جشن بگیریم اون دو بیت هم تقدیم به شما! حروف اول مصرع ها نام توست... جشن میلادت برای همیشه مبارک باد...
[ پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:٤٧ ب.ظ ] [ ماهی بانو ]
سلام به همگی امسال اولین سالیه که می خوام واسه جشن تولد استاد شعر بگم و البته سال های پیش هم تبریکاتم رو به ایشون عرضه می کردم لازم به ذکره که تو سرودنش از الهه جون کمک گرفتم
پدرم با تو ماندنم هوس است دیدن روی چون مهت هوس اســـت پدرم هر زمان تو را خواهـــم که همین خواستن برت هوس است به دلت مهــر من اگر افــتــد تو بــدان این محبتت هـوس اســــت بارها دل سپرده ام به دلــت دل سپردن به این دلت هوس اسـت من نخواهم بگویمت که،که ای* هر چه خواهم بناممت هوس اســت تو که هالویی، ما که هالوچه! ذره ای از تخـــلصــت هـوس اســت فاطی از بحر تو سرود این شعر چون که جشن تولدت هوس اســـت
* : منظور این است که من نمی خواهم بگویم که چه کسی هستی خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر که داده ات نعمت نداده ات حکمت و گرفته ات آزمایش است [ پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۱ ب.ظ ] [ fati ]
"مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز" ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از طرف علی اصغر نجفی "اغو" پدرجان!،روزمیلادت مبارک ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از طرف نیوشا با فکری و با سیاستی هالوجان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از طرف فنا استاد گرامی سالروز تولدت را پیشاپیش تبریک عرض می کنم - امیدوارم سالیانی خوبی را شاد و تندرست کنار خانواده باشید و امیدوارم همیشه سایه شما برسر همه ما باشه که دلها را شاد می کنید و لب ها رو خندون و کی میدونه ارزش این کار در این زمانه قحطی دلخوشی و شادی چقدر است؟! - بسیار برای شما ارزش و احترام قائلم چرا که می بینم چقدر قشنگ این بچه ها را چون یک پدر به دور هم جمع کردید و چقدر بزرگوارانه بهتر از یک پدر بهشون توجه نشون می دهید . به نشانه سپاس دستتون رو می بوسم - خیلی مشتاق دیدارتون از نزدیک هستم و امیدوارم این سعادت روزی نصیبم بشه
پ.ن:
چقدر برای یک استاد نوشتن سخته ها ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از طرف عیسی پیران سلام راستش چند تا عکس ازت یواشکی گرفتم ؛ امشب به مناسبت شب تولدت اینجا گذاشتم که بقیه دوستان هم ببینن
می دونی که روز جهانی صنایع دستی به دنیا اومدی ؟
برای همین هم کنار صنایع دستی وایستادی من ازت عکس گرفتم !!
هلو + ا جان تولت مبارک
![]() ![]() ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از طرف سارا
چند روزیه دلم میخواد
یه شعر خوب بگم برات اما خدایا نمیشه اون بشه که خوشت بیاد ![]() هرچی میخوام بهتر بشه بهتر که هیــــــــچ ، بدتر میشه ![]() مینویسم ، خط میزنم قافیه هاش پس و پیشه
![]() آخه تو این خونواده یه سارا بی استعداده ![]() حتماً بوده سر راهی بابا به اون پناه داده
جوجه اردک زشت منم ساده و خنگ و کودنم ![]() با این بابای خوش زبون فقط منم که چلمنم =>چلمن=چلمنگ ![]() بابایی جونم دوست دارم بوسه رو دستات میکارم ![]() ![]() ![]() اگر که قابل بدونی جون سر راهت میذارم ![]() این همه گفتم بدونی میخوام بابایی ام بمونی ![]() ![]() اگر که روزی نباشی میشم فدات به آسونی ![]() میخوام هزارتا قاصدک یا صدهزارتا شاپرک بیان پیشت بهت بگن تـــولــــــدت مـــــبـــــــارک ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اکرم رشنو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ احمدرضابه دلیل رعایت بعضی مسائل امنیتی بخش دوم فقط به شخص استاد عرضه شد جاوید ترین جاودان ها هالو
.... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نادر سلام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گیلدا
زادروزتون خجسته
آرزو می کنم؛ سال های سال بالای سر بچه هاتون باشین
![]() ![]() ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کــــــزت با کفش قرمز
![]() ![]() ![]() استاد عزیز
ممنون برا همه چیز
///////////////////////////////////////////////////////////////////////
پ.ن: ببخشید استقبال گل و بلبلی زیاد بود مجبور شدیم مهربون تر جم شیم جا به همه برسه از حضور تک تکتون صمیمانه تشکر می کنم
![]() [ چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٥ ب.ظ ] [ مها(کلاغ) ]
با کلمات بازی می کنم به این امید که بخوانی و بدانی شاگردانت , نیلوفرانی که بر روی دیوارهای سبزاندیشه می پیچند و به آسمان سپید شعر, تمام احساسشان را می سرایند,از مکتب تو آموختند . دیدند دیدنی هایی را که دیگران نمی بینند , شنیدند صداهایی را که به گوش ها نمی رسند و فهمیدند مفاهیمی را که دیگران تلاشی برای درکش نمی کنند ... پس برای همیشه سپاس . . . بینم همه عاشق شدند در عالم شیدای تو محصور و بی دردند ولی در قلب بی پروای تو ... (تولدتون بهانه ای شد برای سپاس از همه ی خوبی هاتون) تــــــــــــــولـــــــــــــــدتـــــــــــــون مبــــــــــــــارک [ چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٢ ق.ظ ] [ غزاله ]
بی ذوق ترترتترترتررترترین دختر شهر؟ نه بابا ! اونو گذاشتم تو جیب کوچیکم ! بی ذوق ترین دختر دنیام ! سلام . تولدت هزاااااااااااااااااااااار بار مبارک ! نمی دونم چرا نشد شعر خوبی بگم ! البته چرا نداره ! خب هالوچه به این بی استعدادی وجود نداره ! دلایل دیگه اش رو هم که خودتون می دونین. اینقدر شرمنده ام که نمی دونم چه جوری بگم شرمنده! مثلن بگم: شرمنده یا بگم: قاقارده یا بگم: شرقارده یا بگم: قارمنده یا بگم:قارقارقر یه شعرکی به دو زبون گفتیم اما نمی دونم دوسش داشته باشین یا نه تولد عید شما ققارک! _____________________________________________ قاقار قارقار قاقار قارقار قاقارو
[ سهشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۳ ب.ظ ] [ مها(کلاغ) ]
"... اینم از من داشته باش که در اداب اجتماعی کوچکتر به بزرگتر شماره میدهد. از او شماره طلب نمیکند. وقتی به کسی شماره میدهی یعنی این که مشتاق تماس هستم. این هم چون جای پسرم هستی و دوستت دارم گفتم والا نمیگفتم. پاراگراف بالا قسمتی از مکالمه بین بنده حقیر و استاد عالی پیام کبیر بود! داستان از آنجایی شروع میشود که روزی از روزهای اولین روز آشنایی بنده با استاد ، بنده به سبب گرفتن کمک در امر نگارش مقالات طنزم از ایشان شماره تلفن همراهشان را طلب نمودم تا در صورت رویت مشکل با ایشان تماس حاصل فرمایم و یا در امر مطبوعات پیش از چاپ مقالاتم ابتدا نظر ایشان را جویا شده و سپس اقدام به نشر نوشته خود کنم
نکته قابل توجه این بود که ... البته شاید شما هم ضمن خواندن نوشته فوق هنوز که هنوز است به این نکته توجه نکرده اید که علت سوء تفاهم ایجاد شده تنها و تنها در تفاوت فرهنگ بین استان تهران و اصفهان بوده است! همان طور که همگان واقفید میرزا افشوالله از بر و بچ ناف اصفهانه و حتما مستحضرید که مردم اصفهان از نظر دست و دل بازی و ولخرجی حرف اول را در جهان میزنند استاد خدا سایه شما و امسال شما را از سر فرزندان ناخلفی چون ما کم نکنه
این هم یک کاریکاتور به مناسبت فیلتر شدن وبلاگ هالو
[ سهشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٩ ب.ظ ] [ افشین گلکار ]
سلام استاد ییییییییوهو.تولدتون مبارک.ایشالا که سالهای سال سالم و سرحال در کنار خودمون داشته باشیمتون. دوستون دارم.بازم مبارک مبارک تولدت مبارک این روز برای من هم بسیار زیباست.دوستتون دارم.ایشالا که سالهای سال سلامت و خوشحال در کنار خانواده بزرگتون زندگی کنین و ما تا همیشه شما رو در کنار خودمون داشته باشیم. تحفه قابلی نداشتم که تقدیمتون کنم به غیر از گوشه ای مخصوص و دنج از قلبم که تنها متعلق به شماست استاد عزیزم. تولدتون مبارک
[ سهشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٩ ق.ظ ] [ لوتوس ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||